بد خواه من و تو
اغیار نخواهند که من با تو بمانم کاری بکن ای دوست که من بی تو نمانم
بد خواه من و تو بسیار است ، خواهند ز تو دور بمانم راهی شو بیا سوی دلم ، نمی شود بی تو بمانم
جان و دل من دور از رخ تو کی بتوانم از تیر نگاه تو گریزی نتوانم ، من نتوانم
در بدر در پی تو بی سر و سامان نتوانم واله ام ز عشق تو ، کی سر و سامان بتوانم
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت   توسط ایرج طاهریگانه
|
