در دام تو
در دام تو چون باشم ، دنبال تو می گردم تو غرق رخ خویشی من واله و شبگردم
مُشتِ دل من وا شد در انجمن خوبان بستی تـو لبـانـم را با نـاز سخـن گویان
اشک از رخ من بر چین ، چون ابر بهارانم رخ بر رخ من بنمـا ای شمع شب آرایـم
کردی تو سفر بی من ، با خود دل من بردی بی من تو کجا رفتی ، عقل از سر من بردی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت   توسط ایرج طاهریگانه
|
