آغاز سخن
آغاز شد با نام تو، حرف دلم با یاد تو
یک دم بیامد در نظر بس نعمت بسیار تو
شکرت چون خواهم من کنم ، بر نعمت بسیار تو
یک چیز من خواهم ز تو
خواهم که تو راهم دهی ، در محفل دلدادگان
راهی نما در پیش من ، تا گُم نکردم راه را
امید من درگاه توست
گر تو ببندی رحمتت ، باشم به دور از درگهت
حیران شوم در کوی تو ، خواهم شوم در درگهت
جسمم تمیز و پاک نیست
روحم لطیف و پاک نیست
گر تو کنی مهمان خود ، من هم خدائی می شوم
دور از تباهی می شوم ، من کبریایی می شوم
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت   توسط ایرج طاهریگانه
|