چشم امید
نامت شفاء بر درد من ، یاد تو نور قلب من
دورم کن از شّر نگاه ، پر کن ز شوق و اشتیاق
از نور خود بر من بتاب ، جام مسم زرّین بکن
از ظلمت شب وارهان ، این کلبه را روشن بکن
سویت پناه آورده ام ، از نفس خود نالان منم
چشم امیدم سوی توست ، سویت پناه آورده ام
بار گنه سنگین شده ، جبران آن سنگین شده
عفوت قوای قلب من ، سویت دلم راهی شده
حلقه به در خواهم زنم ، نام تو هر لحظه برم
در حلقة رندان منم ، مهمان ناخوانده منم
باشد به دور از رحمتت ، مسکین نگیرد یک جواب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت   توسط ایرج طاهریگانه
|
