سنگر من
رانی ز درت پناه جویی ، نامید کنی ؟ تو راه جویی
راهش ندهی تو ای خدایا ؟ بر درگه خود خدا تو آیا؟
این راه بسی دراز و سخت است
پُر از هوس و هوی و ننگ است
تو سنگرمی پناهمی ، یاد تو نور است
عزّت بدهی به هر که خواهی
بر فرش زنی تو هر که خواهی
کیست شناسد که تو را ز تو نترسد؟
کیست که از قدرت تو روز و شبی نلرزد؟
بقاء و هستی ز توست ، مرگ و فنا سوی ماست
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت   توسط ایرج طاهریگانه
|
