مظهر العجائب علی
در روز همچو شیری در رزم با منافق
شب از خدا بترسی ، از خوف حق بلرزی
پیروز رزم و جنگی در رزم با منافق ای مظهر رشادت
قدر تو کس ندانست ، ای مظهر العجائب
شآنت فزون زاینهاست ، هرگز کسی ندانست
دلسوز امتّی تو ، این را کسی ندانست
گشتی رها از این جمع ، فارغ شدی از این غم
گنجی ز کف بدادند این را کسی ندانست
بیعت ز تو گرفتند ، بر ابلهان بدادند
دین را ز کف بدادند ، این را کسی ندانست
انبان نان به پشتت در کوچه های کوفه
دادی فیقر نان را ، هرگز کسی ندانست
در موقع ولادت
خاک زمین ندارد ، ارزش که تو نهی پای
دیوار کعبه بشکافت ، در بیت حق دهد جای
اوّل بشر تو بودی ، مولود کعبه بودی
این حرمت تو بودو هرگز کسی ندانست
در موقع شهادت ، گفتند علی و مسجد ؟
هر گز ندارد امکان ، خارج ز دین و مسجد
در کعبه امدی تو در مسجد هم برفتی
این کار هم خدائیست ، امّا کسی ندانست
