محضر ملائک
مرغ دلم دوباره کرده هوای کویت دلم می خواد بیامو میرم به کربلایت
بین کربلا ، مدینه ، دل من شده گرفتار به کجا روم ندانم مرغ دل شده گرفتار
دل میره سوی مدینه بعدِ یک زیارت اونجا مرغ دل میاد سراغت ، میمونه پیش تو اونجا
توی بین الحرمینت دل من دچار تردید که بره سوی ابوالفضل ، یا که تل زینبیه
توی قتلگاه که رفتم من شدم ملول و غمگین نهر الغمه هنوزم ، شده از عباست غمگین
به دورِ ضرحیت مولا ، همه خوبا نشستن همه ملائک اونجا ، تو غم و عزا نشستن
از حریمتون به دورم ، منِ دل شکسته مولا محضر ملائک اونجاست ، من ندارم راهی مولا
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت   توسط ایرج طاهریگانه
|
