شاهد کل نجوی
شاهد کّل نجوی
صانع مصنوع تویی ، خالق مخلوق تویی دلیل کّل مشهود ، برای مردم تویی
چون که رسد شکستی ، از کار و عشق و مستی
جبران هر شکستم از سوی تو مهیّاست امید من فقط تو ، اندیشه ام چه زیباست
حاضر به هر مجمعی ، آگه ز هر محفلی حتّی به کنج خلوت ، حاضر به هر مکانی
تو ای محرم هر راز ، تو ای دوای دردها شـاهد کّل نـجوی ، دانـای هـر مـُعّـما
پنهان نماند از تو چیزی خدای عالم
دانای سّر و رازی ، محرم رمز و رازی عالم هر خفّیه ، هر جا و هر مکانی در دل هر ذرّه ای
حاضر غیر غائب ، در همه دقائق
غالب غیر مغلوب ، رازق کُلّ مرزوق چیره دست پر توان ، برای کُلّ مخلوق
باغبان روح ما در کران زندگی ، طول راه زندگی
ای قریب بی بعید ، به ظاهر از من به دور در دل من جای تو نیستی از من به دور
مونس غمها تویی ، رفیق و یارم تویی تو حّی لایموتی ، زنده کنی هر آنچه خودت صلاح بدانی
